خرید بک لینک
اولین نم بارون که زدگوشی رو گذاشتم رو زنگ و منتظرت شدممنتظر شدم تا بیای ببینم بارون دوست داری یا نهاومدی.ولی چه اومدنیبه مهسا زنگ زدی نه به منصبح اس ام اسم هم که بی جواب مونداومدیکنارم نشستیروشن کردیر

برچسب: نویسنده: سجاد عباسی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:02

مینویسم برای تو که الهه عشق بودی هیج وقت فکر نمیکردم یه روزی با یه حرفیت توی شلوغیای دور و برصداها قطع شه آدما محو شن و دنیا برسه تهش و یه نقطه بزاره سر همه ی احساسای نصفه نیمه و ناقص منمیدونستم سردیا

برچسب: نویسنده: سجاد عباسی تاريخ: سه شنبه 30 مهر 1398 ساعت: 3:02

صفحه بندی