اولین نم بارون که زدگوشی رو گذاشتم رو زنگ و منتظرت شدممنتظر شدم تا بیای ببینم بارون دوست داری یا نهاومدی.ولی چه اومدنیبه مهسا زنگ زدی نه به منصبح اس ام اسم هم که بی جواب مونداومدیکنارم نشستیروشن کردیر
برچسب:
نویسنده: سجاد عباسی
تاريخ: سه
شنبه
30 مهر
1398 ساعت: 3:02